الهی همیشه و هر جا هست لباش پر از خنده باشه

 

 

 

سر كلاس ادبيات معلم گفت :

فعل رفتن رو صرف كن .

گفتم : رفتم ...رفتي ...رفت

ساكت مي شوم ، مي خندم ، ولي خنده ام تلخ مي شود ...

معلم داد  زند : خوب بعد ؟ ادامه بده !

و من گفتم : رفت ...رفت ...رفت

رفت و دلم شكست ...غم رو دلم نشست

رفت و شاديم مُرد ...

شور و نشاط رو از دلم برد ...

رفت ...رفت ...رفت

و من  خندیدم  و  گفتم :

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ...

كار
من از گريه گذشته كه به آن مي خندم ...

 



تاريخ : سه شنبه 15 دی 1394برچسب:چشم گریان 8, | 12:28 AM | نویسنده : m3hrdad |
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد